گاندی


 

درد من تنهايي نيست

 

 بلكه مرگ ملتي است كه گدايي را قناعت. بي عرضگي را صبر.

 

و با تبسمي بر لب اين حماقت را حكمت خداوند مي نامند

 

 

دکتر شریعتی (روح اش شاد)

 

فقر همه جا سر ميكشد

 

فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني هم نيست

 

فقر ، چيزي را " نداشتن " است ، ولي ، آن چيز پول نيست...طلا و غذا نيست

 

فقر ، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند

 

فقر ، تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند

 

فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند

 

فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود

 

فقر ، همه جا سر ميكشد

 

فقر ، شب را " بي غذا " سر كردن نيست

 

فقر ، روز را " بي انديشه" سر كردن است

 

 

بدون شرح

حرفی برای گفتن نیست .

                                       تقدیم به روح پاک دکتر مصدق