عجب صبري خدا دارد !!!!...

سروده زیر از خواننده و چکامه سرا " پرواز همای " از گروه مستان همای ، است که معنی تازه ای به عرفان و موسیقی و نگاه آدمیان داده

 و این هر سه را حتی می توان دراین چکامه ی کوتاه و زیبا جُست

 

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم

همان يك لحظه اول

كه اول ظلم را مي ديدم ، از مخلوق بي وجدان

جهان را با همه زيبايي و زشتي

بروي يک ِدگر ويرانه ميكردم .

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم

كه در همسايه صدها گرسنه ، چند بَزمی گرم عيش و نوش ميديدم

نخستين نعره مستانه را ، اموش آن دَم

بر لب پيمانه مي كردم

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم

كه مي ديدم يكي عريان و لرزان، ديگري پوشيده از صد جامه رنگين

زمين و آسمان را

واژگون ، مستانه مي كردم

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم

نه طاعت مي پذيرفتم

نه گوش از بهر استغفارِ اين بيدادگرها نِيز كرده

پاره پاره در كف زاهد نمايان

سبحه صد دانه ميكردم

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم

براي خاطر تنها يكي مجنون صحرا گردِ بي سامان

هزاران ليلي نازآفرين را كو ِبكو

آواره و ديوانه مي كردم

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم

بگرد شمع سوزان، دل عُشاق سر گردان

سراپاي وجودِ بي وفا معشوق را

پروانه مي كردم

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم

بعرش كبريايي ، با همه صبر خدايي

تا كه مي ديدم عزيز نابجايي ، ناز بر يک ناروا گرديده خواري مي فروشد

گردش اين چرخ را

وارونه بي صبرانه مي كردم

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم

كه مي ديدم مشوش عارف و عامي ز برق فتنه اين علم عالم سوز مردم كُش

بجز انديشه عشق و وفا، معدوم هر فكري

در اين دنياي پر افسانه مي كردم

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم

همين بهتر كه او خود جاي خود بنشسته و ، تاب تماشاي تمام زشت كاريهاي اين مخلوق را دارد

وگرنه من به جاي او چو بودم

يك نفس، كي عادلانه سازشي

با جاهل و فرزانه مي كردم

عجب صبري خدا دارد ! عجب صبري خدا دارد

 

        برای هرچه بهتر شدن مطالب سایت پیشنهاد دهید که خواننده چه نوع مطالبی هستید؟

 

توبه

شعر زیر از "کاتلین رین" برگرفته از کتاب قلمرو زرین است که به راستی یک گنجینه ی ارزشمند است.

این کتاب ترجمه ی حکیم فرزانه "  الهی قمشه ای " از انتشارات سخن است

 

ای مرگ

من توبه کرده ام از این دستها

من توبه کرده ام از این پاها

که چهل سال است که خود را به من آویخته اند .

من توبه کرده ام از  گوشت و استخوان

من توبه کرده ام از این قلب و از این کبد افسرده

و از موی و از پوست

ای مرگ

مرا از این چهره و شکل و صورت رهایی بخش

و از هرآنچه هستم خلاصم کن

من توبه کرده ام از اَ شکال اندیشه

و از عادات ذهن

و قلبی که رنجهای طولانی فرسوده است

و از خاطر کهنه و غبار گرفته

و مکانهایی که از نظر محو شده اند

و چهره هائی که به درستی مشاهده یا درک نشده اند.

مرا رهائی بخش ای مرگ

از کلماتی که به زبان آورده ام .

ای مرگ ، مرا دور کن

نه از این یک و نه از آن یک

بلکه از تمام آنچه دیده ام

و تمام آنچه که کرده ام

زیرا همه یکسر پریشان و آشفته بوده است

گناه و غصه جهان را آلوده کرده است.

مرا آزاد کن ای مرگ

و بر من ببخشای

و همهء آثار هستی مرا از صفحه زمان و مکان محو کن .

 

 

 

     برای هرچه بهتر شدن مطالب سایت پیشنهاد دهید که خواننده چه نوع مطالبی هستید؟

 

چشم

داستان زیر با عنوان " چشم " برگرفته از کتاب " دیوانه " جبران خلیل جبران .

 ترجمه ی خانم " شهناز مجیدی " است

چشم روزی به دوستانش گفت : در آن سوی این دره ها کوهی پوشیده در مه می بینم، چه کوه زیبائی !

گوش به سخن شیرین او گوش داد و گفت : کوهی که می بینی کجاست ؟ من که صدایش را نمی شنوم

دست گفت : ولی من بیهوده می کوشم آن را بیابیم و لمس کنم . آنجا کوهی نیست

بینی به او گفت : نمی دانم چطور کوهی یافته ای . من بویش را نمی بویم . وجود آن محال است .

آنگاه چشم به سوئی دیگر چرخید و در دلش خندید

و حواس دیگر، بحثی بین خود برقرار کردند ، و از این گمراهی حرف زدند .

بعد از گفتگوئی دقیق همه به توافق رسیدند که : « بدون شک ، چشم عیبی پیدا کرده است »

 

 

برای هرچه بهتر شدن مطالب سایت پیشنهاد دهید که خواننده چه نوع مطالبی هستید؟

هدیه کریسمس ( بخشیدن)

کریسمس مبارک

داستانی زیبا از انجیل متی ، برای شما عزیزان انتخاب کردم . امیدوارم لذت ببرید

باب 18 آیه 23

پادشاهی تصمیم گرفت حسابهای خود را تصفیه کند .

در جریان این کار ، یکی از بدهکاران را به دربار آوردند که مبلغی هنگفت به پادشاه بدهکار بود

اما چون پول نداشت که قرضش را بدهد ، پادشاه دستور داد ،

 در قبال قرضش او را با زن و فرزندان و تمام دارئی اش بفروشند

ولی آن مرد به پاهای پادشاه افتاد و التماس کرد و گفت :

ای پادشاه استدعا دارم به من مهلت بدهیدتا همه قرضم را تا به آخر تقدیم کنم.

پادشاه دلش به حال او سوخت . پس او را آزاد کرد و قرضش را بخشید

ولی وقتی ، مرد بدهکار از دربار پادشاه بیرون آمد

به سراغ دوستش رفت که مبلغ بسیار بسیار اندکی از او طلب داشت.

پس گلوی او را فشرد و گفت : زود باش پولم را بده

بدهکار به پاهای او افتاد و التماس کرد ، خواهش می کنم فرصتی بده تا من تمام قرضت را پس دهم

اما او راضی نشد و دوستش را به  زندان انداخت تا پولش را تمام و کمال بپردازد

وقتی دوستان این شخص ماجرا را شنیدند ،

بسیار اندوهگین شدند و به حضور پادشاه رفته و تمام ماجرا را به عرض او رساندند.

پادشاه بلافاصله آن مرد را خواست و به او فرمود :

ای ظالم بدجنس ! من به خواهش تو آن قـرض کلان را بخشیدم

آیا حقش نبود تو هم به این همکارت رحم می کردی همانطور که من به تو رحم کردم

پادشاه بسیار غضبناک شد و دستور داد او را به زندان بیندازند و شکنجه اش دهند و....

بلی ،

و این چنین پدر آسمانی با شما رفتار خواهد کرد

اگر شما نبخشید و انتظار بخشیده شدن از او را داشته باشید

دیروز تو گذشت . امروز تو گذشت . و امشب تو نیز می گذرد

آیا در پس این همه گذشت. ؛ تو هم می گذری ؟

 

   برای هرچه بهتر شدن مطالب سایت پیشنهاد دهید که خواننده چه نوع مطالبی هستید؟

 

 

شیطان جنس کهنه می فروشد

داستان زیر از کتاب " پدران . فرزندان و نوه ها " ست

 نوشته: پائولو کوئیلو .  ترجمه: آرش حجازی

 شیطان که می خواست خود را با عصر جدید تطبیق بدهد ،

 تصمیم گرفت وسوسه های قدیمی و در انبار مانده اش را به حراج بگذارد

حراج جالب بود :

سنگهائی برای لغزش در تقوا، آینه هایی که آدم را مهم جلوه می داد، عینک هائی که دیگران را بی اهمیت نشان می داد.

روی دیوار اشیای آویخته بود که توجه همه را جلب می کرد.

 خنجرهائی با تیغه های خمیده که آدم می توانست آن را در پشت دیگری فرو کند.

و ضبط صوتهائی که فقط غیبت و دروغ را ضبط می کرد

شیطان رو به خریدارها فریاد می زد : نگران قیمت نباشید الان بردارید و هر وقت داشتید حساب کنید

یکی از مشتریان در گوشه ای دو شی بسیار فرسوده  دید که هیچکس به آنها توجه نمی کرد. اما خیلی گران بودند.

تعجب کرد و خواست دلیل این اختلاف فاحش را بفهمد

شیطان خندید و پاسخ داد: « فرسودگی شان به خاطر این است که خیلی از آنها استفاده کرده ام .

اگر زیاد جلب توجه می کردند. مردم می فهمیدند چطور در مقابل آن مراقب باشند . با این حال ، قیمتشان کاملا مناسب است :

 یکی از آنها " شک " و آن یکی " ناامیدی " است. تمام وسوسه های دیگر فقط حرف میزنند ،

اما این دو وسوسه ، عمل می کنند »

 

برای هرچه بهتر شدن مطالب سایت پیشنهاد دهید که خواننده چه نوع مطالبی هستید؟

 

خداوند زن را از پهلوی چپ مرد آفرید

شعر زیبای زیر از شاعری گمنام است که اشاره با آیه ای از کتاب مقدس ، در بخش ( پیدایش ) داره

و خداوند زن را از پهلوی چپ مرد آفرید

نه از سر او ، تا فرمانروای او گردد

نه از پای او ، تا لگد کوب امیال او گردد

بلکه از پهلوی او ، تا برابر او باشد

و از زیر بازوی او تا ، تا در حمایت او باشد

و از نزدیک ترین نقطه به قلب او ، تا معشوق او باشد

 

برای هرچه بهتر شدن مطالب سایت پیشنهاد دهید که خواننده چه نوع مطالبی هستید؟

 

 

تقدیم به روح خسته خویش


سروده زیر ، از " کتلین رین " برگرفته از غزلیات این شاعر فرزانه و انگلیسی زبان است

آن را به روح خسته خویش تقدیم می کنم

برخی از شما من را خردمند می پندارید

و سخاوتمند و مهـربان

باشد که این گمان نیک

حاجات شما را برآورد و از رنجتان بکاهد.

 

برخی دیگر مرا موجودی مخرب می شمارید

باشد که این تصویر هولناک

مایه هراس و بیزاری شما از چنین صفتی گردد

و از ورطه دوزخ نجات بخشد

                    

برای هرچه بهتر شدن مطالب سایت پیشنهاد دهید که خواننده چه نوع مطالبی هستید ؟

به احترام عزای آیت الله منتظری

با تبریک کریسمس و آغاز سال نو میلادی

و همینطور تولد فرزند عشق ؛ عیسی مسیح

برای همه ی فرشتگان تبعید شده ، به این کره ی خاکی

بهترین آرزوها را از خداوندِ عاشق خواستدارم

 

خواستم هفته ای را به احترام عزای آیت الله منتظری

پدر و بزرگترین فقیه زنده ی شیعه ، سر در گریبان برده و سکوت پیشه کنم

اما به ناگه اندیشیدم ، مسیحیان سالروز مصلوب شدن عیسی را توسط حاکمانِ دینی جبارآن زمان ،

جشن می گیرند و میهمانی می دهند

و از جسم و خون او می خورند و می نوشند تا رستگار شوند

اندیشه ای که گفت : اگر منتظری زنده بود ، از این عمل من غمگین می شد

او هرگز نمی پسندید که جشن تولدِ فرزند حق ، در خفقان و عزا فرو رود .

پس من هم از کلمات اِنجیل ، سفره ای پهن می کنم

و شما را به مهمانی خدا می برم . که انبیا و اولیا . و آن فقیه بزرگ آنجا جمع آمدند

 

خوشا آنکه همچون تو مست از جهان می رود

                                         که همچون تو مست از شراب اَلَست از جهان می رود

خوشا آنکه همچون تو در خواب مست

                                               به دور از غم هر چه هست از جهان می رود

کسی با خود از این جهان اَرمغانی نبرد

                                              خوشا آنکه همچون تو با جاه و نام ، از جهان می رود

 

کریسمس مبارک

گزیده هائی از انجیل متی را انتخاب کردم امیدوارم شما هم مدهوش از این عطر بهشتی شوید

متی یکی از حواریون مسیح بود . که قبل از آن باجگیری و زورگیری می کرد .

روزی مسیح از او خواست تا از پیروان او باشد و او نیز پذیرفت

انجیلی که می خوانید . توسط متی جمع آوری شده

 

 باب 7 آیه 7

مسیح می فرماید :

بخواهید تا به شما داده شود. بجوئید تا بیابید . در بزنید تا به روی شما باز شود.

زیرا هر چیزی بخواهید بدست خواهید آورد . هرکه بجوید خواهد یافت .

(اگر چیزی که زندگی به شما می دهد کم است ، بخاطر این است که شما کم خواسته اید )

 

باب 6 آیه 1 تا 4

مراقب باشید که اعمال نیک خود را در انظار مردم انجام ندهی ، تا شما را ببینند و تحسین کنند

زیرا در اینصورت نزد پدر آسمانی تان اجری نخواهید داشت

هرگاه به فقیری کمک می کنید در هر محفلی داد سخن سر مده ، چون به این ترتیب

اجری را که می بایست از خدا بگیری ، از مردم گرفته ای

اما وقتی به کسی صدقه ای می دهی،

نگذار حتی دست چپت از کاری که دست راستت می کند ، آگاه شود

تا نیکوئی تو در نهان باشد. آنگاه پدر آسمانی که امور نهان را می بیند ، تو را اجر خواهد داد

 

در میخانه بِبستند خدایا مَپسند                    که در خانه تزویر و ریا بگشایند

 

باب 9 آیه 13

مسیح به پیروانش می فرماید :

بروید کمی در مورد این آیه ی آسمانی فکر کنید ، که خداوند می فـرماید :

 من از شما هدیه و قربانی نمی خواهم . بلکه دلسوزی و ترحم می خواهم

( بهترین هدیه برای خوشنودی خداوند ، بخشش و ترحم در حق دیگران است )

 

  برای هرچه بهتر شدن مطالب سایت پیشنهاد دهید که خواننده چه نوع مطالبی هستید؟

 

کریسمس مبارک

گزیده ای از انجیل یوحنا

یوحنا ؛ این شاگرد مسیح که سراسر وجودش با محبت خدا آمیخته بود.

بی شک بهترین و نزدیک ترین فرد به عیسی مسیح بود

باب 1 آیه 1

در اَزل پیش از آنکه چیزی پدید آید، « کلمه » وجود داشت ؛ و نزد خدا بود

او همواره زنده بود ،

و او خداست

هر چه هست توسط او آفریده شده و چیزی نیست که توسط او نیآفریده شده باشد

زندگی جاوید در اوست و این زندگی به همه مردم نور می بخشد.

او همان نوریست که در تاریکی می درخشد و تاریکی هرگز نمی تواند آن را خاموش کند

خدا ، یحیی ِ نبی را فرستاد تا این نور را به مردم معرفی کند ، و مردم به او ایمان آوردند.

یحیی آن نور نبود ، او فقط شاهدی بود تا نور را به مردم معرفی کند

اما بعد ، آن نور واقعی آمد تا به هرکس که به این دنیا می آید، بتابد

باب 1 آیه 14

« کلمه ی خدا » انسان شد و بر روی زمین و در بین ما زندگی کرد .

او لبریز از محبت و بخشش و راستی بود . ما بزرگی و شکوه او را به چشم خود دیدیم

باب 1 آیه 29

یحیی ، عیسی را دید که بسوی او می آید . پس به مردم گفت : نگاه کنید !

این همان بره ای است که خدا فرستاده تا برای آمرزش گناهان تمام مردم دنیا قربانی شود

 

برای هرچه بهتر شدن مطالب سایت پیشنهاد دهید که خواننده چه نوع مطالبی هستید؟

 

کریسمس مبارک

این مطلب را به مناسبت کریسمس از انجیل متی انتخاب کردم .

به راستی این کلمات آسمانیست

انجیل متی ، باب 5 : آیه 21 تا 48

مسیح به شاگردانش می فرماید :

گفته شده که هر کس مرتکب قتل شده است ، محکوم به مرگ می باشد

اما من می گویم : که حتی اگر نسبت به برادر خود خشمگین شوی و بر او فریاد بزنی

باید تو را محاکمه کرد و اگر برادر خود را ابله خطاب کنی باید تو را به دادگاه برد

و اگر به دوستت ناسزا بگوئی سزایت آتش جهنم می باشد.

 پس اگر نذری داری و می خواهی گوسفندی در خانه خدا قربانی کنی

و همان لحظه به یادت آید که دوستت از تو رنجیده است گوسفند را نزد قربانگاه رها کن

و اول برو از دوستت عذر خواهی کن و با او آشتی کن، و بعد نذر خود را نزد خدا تقدیم کن

آیه 33

باز گفته شده که قسم دروغ نخور . هر گاه به نام خدا قسم یاد کنی ، آن را وفا کن .

اما من می گویم : هیچگاه قسم نخور نه به آسمان که تخت خداست و نه به زمین که پای انداز اوست

و نه به اورشلیم که شهر آن پادشاه بزرگ است

به هیچ یک از اینها سوگند یاد مکن ، به سر خود نیز قسم مخور ،

زیرا قادر نیستی حتی موئی را سفید یا سیاه کرده

فقط بگو بلی یا خیر ، همین کافیست

اما اگر برای سخنی که می گوئی قسم بخوری . نشان می دهی که نیرنگی در کار است

آیه 38 :

گفته شده که اگر کسی چشم دیگری را کور کند ، باید چشم او را کور کرد

و اگر دندان کسی را بشکند باید دندانش را شکست

اما من می گویم : اگر کسی به تو زور گوید با او مقاومت نکن

حتی اگر به گونه چپ تو سیلی زده گونه راستت را پیش ببر تا به او نیز سیلی بزند

اگر کسی تو را به دادگاه بکشاند تا پیراهنت را بگیرد . عبا ی خود را نیز به او ببخش

اگر یک سرباز رومی به تو دستور دهد باری را به مسافت یک مایل حمل کنی ، تو دو مایل حملش کن

اگر کسی از تو چیزی خواست به او بده . و اگر از تو قرض خواست او را دست خالی روانه مکن

آیه 43

شنیده اید که می گویند با دوستان خود دوست باش و با دشمنان خود دشمن

اما من می گویم : که دشمنان خود را دوست بدارید

و هر که شما را لعنت کند برای او دعای برکت کنید. به آنانی که از شما نفرت دارند نیکی کنید .

و برای آنانی که به شما ناسزا می گویند و شما را آزار می دهند. دعای خیر نمائید

اگر چنین کنید : فرزندان راستین پدر آسمانی خود خواهید بود

زیرا او آفتاب خود را بر همه می تاباند

چه بر خوبان و چه بر بدان

باران خود را نیز بر نیکوکاران و ظالمان می باراند

اگر فقط آنانی را که شما را دوست می دارند محبت کنید

چه برتری بر مردمان پست دارید . زیرا ایشان نیز چنین می کنند

اگر فقط با دوستان خود دوستی کنید با کافران چه فرقی دارید زیرا اینان نیز چنین می کنند

پس شما هم کامل باشید

همان گونه که پدر آسمانی شما کامل است

 

 

برای هرچه بهتر شدن مطالب سایت پیشنهاد دهید که خواننده چه نوع مطالبی هستید؟

                                            

در سوگ پدر فقه نشسته ایم

 در گذشت عالِم ربانی ؛ بزرگ مرد خداوند ؛

 حضرت آیت الله منتظری را بر تمام وارثان پاک حضرت آدم

  تسلیت عرض می کنم

  او پدر فقه شیعه بود

 و تمام بزرگان مکتب اسلام ، او را ستودن و بی نظیرش خواندند

 او فرشته ای بود بِسان علی

 که از قدرت بی مانند دنیوی دست کشید و خانه نشین شد

 با تمام وسوسه های شیطان به ستیز پرداخت

 و تخت زرین پادشاهی را با بهشت برین معاوضه کرد

 و همانند علی هرگاه مظلومی را می دید ، با ظالمان به ستیز می پرداخت

 باشد که در بهشت نیز با او همنشین باشد 

  روحش شاد . راحش پر رهرو باد