مطلبی که باعشق برای شما تایپ کردم .
از کتاب رومئو و ژولیت ، اثر جاودانه ویلیام شکسپیر . از پرده اول - صحنه پنجم است
که امیدوارم شما هم مثل من ، مسخ این کلمات شوید
رومئو : اگر من با دستهای گستاخ و ناشایست خود ، حرمت این حریم مقدس را شکسته
و دست تو را در دست گرفته ام
اینک لبهای من، این دو زائر گلگون از شرم ،
آماده اند تا آن لمس خشن را ، به بوسه ای نرم و لطیف هموار کنند
جولیت : ای زائر نیکو سرشت ؛ تو به دستهای خود ظلم بی حدی می کنی
دستهائی که در این پیوند کمال احساس را با مُنتهای ادب نشان داده اند
قدیسان را نیز دستهایی ست ، که زائران آن را به ارادت لمس می کنند
و کف بر کف ایشان نهادن ، زائران روحانی را در حکم بوسه است
رومئو : آیا زائران و قدیسان را لبهای گلگون نیست
جولیت : چرا ای زائر حریم عشق ، قدیسان و زائران را نیز لبهائی ست
اما ایشان آن لبها را باید صرف دعا و نیایش کنند
رومئو : پس ای قدیس ، بگذار لبها کار دستها را به جای آورند
بگذار این دو زائر سرخ روی دعا کنند ، تا ایمان به نامیدی بَدل نشود
جولیت : قدیسان هرچند دعا را مستجاب می کنند ، اما هیچگاه به حرکت در نمی آیند
رومئو : پس تو نیز ، چون ایشان ، هیچ حرکت مکن
تا دعای من که بوسیدن لبهای توست مستجاب شود ،
و بدینسان لبهای تو رنگ گناه را از لبهای من پاک خواهد کرد
جولیت : اگر لبهای من آن گناه را از لبهای من زُدود ، بی گمان آن گناه را بر لبهای خود نهاده است
رومئو : گناه لبهای من ؟
گناهی که تو بدین شیرینی بر لبهای من نهادی ، چگونه بر لبهای تو آمده است
بی درنگ آن گناه را به لبهای من باز گردان
( و دوباره آن را می بوسد )
از نظر اخلاقي استفاده از مطالب اين وبلاگ با ذكر آدرس www.adamantinc.blogfa.com بلامانع است