قطعه ای از نمایشنامه اتللو ، پرده سوم ، صنه سوم

نوشته ي  پيام آور بشريت " ویلیام شکسپیـر"

نام نیکو و شهرت و آبروی هر مرد و زن ، گوهر جان اوست

آن راهزن که از من بدره سیم و زر می رباید

چیزی را ربوده است ، که متاع حقیری ست

یا خود هیچ نیست که زمانی از آن من ، و زمانی از آن توست

و بنده ی هزار تن بوده و خواهد بود

اما آن کس که آبروی مرا می رباید

گوهر گرانسنگ را ربوده است ، که او را هیچ ثروت نمی بخشد

اما مرا فقیر و مِسکین می کند

 

از نظر اخلاقي استفاده از مطالب اين وبلاگ با ذكر آدرس www.adamantinc.blogfa.com بلامانع است