شعری که برای شما انتخاب کردم از غزلیات جبران خلیل جبران، و ترجمه الهی قمشه ای در زمستان 86، در مقدمه کتاب پیامبر

 

سکوت من ترانه من است

سکوت من، خود سرود و ترانه من است

و گرسنگی من، همان سیری من است

و آب در تشنگی من جریان دارد

و در هوشیاری من مستیهاست

و عروسیهاست در فغان و شٍکوهء من

و دیدارهاست در غربتِ تنهائیم

و پنهانی من عین ظهور

و ظهور من پُِراز حجاب است

چه بسیار که از غمها شِکوه می کنم

و قلبم بدان غمها به خود می بالد

چه بسیار که می گریم و دندانهایم به خنده رخ می نمایند

و چه بسیار که در آرزوی دوست دلم پَر می کشد

و دوست در کنارم نشسته است

و چه بسیار که چیزی را طلب می کنم

و آن چیز در حلقه نگین من است

 

                                                  امیدوارم لذت برده باشید و نظر خود را در پایان برایم بنویسید