این مطلب را به دوست و برادر فرزانه و خردمندام " محـمد عـرفانی "  تقدیم می کنم

 که در آینده ای نزدیک ، بار سنگین مدیریت مطالب این سایت را بر دوش خسته ی خویش خواهد کشید ،

 تا من از سفر دور و درازم ، باز گردم .

و آنگاه جوانی گفت : حکیم مهربان از دوستی سخن بگوی .

پیامبر گفت :

دوست شما همان دعای شماست که مستجاب شده است .

مزرعهء شماست که در آن با عشق دانه می کارید و با شُکر درو می کنید .

شعله طعام و شعله آتشدان شماست

زیرا با گرسنگی نزد او می آیید و در کنارش آرامش می جویید .

وقتی دوست شما از ضمیر خویش سخن می گوید، شما را نه هراس آن باشد که گویید «چنین نیست »

و نه دریغ باشد که گویید ، « آری چنین است ».

و هنگامی که او سکوت می کند قلب شما از گوش کردن به آوای قلب او باز نمی ایستد .

زیرا ، در اقلیم دوستی همه اندیشه ها ، همهء آرزوها و انتظارات بی هیچ کلمه ای به دنیا می آیند و میان دو دوست تقسیم می شوند ،

با شادی و نشاطی که در زبان نمی گنجد .

وقتی از دوست جدا می شوید غمی به دل راه نمی دهید ،

زیرا آن چیز که شما در او بیش ازهمه دوست می دارید ، ای بسا که در جدایی بهتر در چشم شما جلوه کند ،

چنانچه کوهنورد وقتی از دشت به کوه می نگرد آنرا بهتر می بیند .

و بهتر آنکه  در دوستی هیچ مقصودی در میان نباشد مگر آنکه روح شما ژرفـتر وعظیم تر شود

زیرا اگر عشق در کشف چیزی جز کشف اسرار عشق باشد . به حقیقت ،عشق نیست

بلکه دامی است که آدمی می گستراند و در آن صیدی جز کالای بیهوده نمی افتد

و بگذار بهترین بخش هستی تو از آن دوستت باشد

اگر او دریای وجودت را هنگام جزر آب دیده است . بگذار در مـد آب نیز آنرا تجربه کند .

و در آخر در مدح این دوست ، سخنی در دهانم جای نمی گیرد . غیر از اینکه : « کیمیای سعادت هم  او بود ، او »

و همین که در این کره خاکی به موهبت دیدارت رسیدم ، خدا را شاکرم

و آخرین یادگار :  ِبجنگ برای هر چیزی که مال توست

بجنگ برای آرامشی که از آن توست .

 

برای هرچه بهتر شدن مطالب سایت پیشنهاد دهید که خواننده چه نوع مطالبی هستید؟